برنابرنا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

کودک من

پیش تولد

برنای من، سلام! پسرکم به چشم بر هم زدنی که یکسال طول کشید ، قد کشیدی و بزرگ شدی، من هم ثانیه به ثانیه با تو بزرگتر شدم و بالیدم، با لبخنها و اشکهای تو، با شادی ها و غم های تو، کنار تو مادر شدم و این ثانیه ها زیبا بود، دیگر نوزاد نیستی، نو پا شدی و با گامهایی گاهی سست و گاهی محکم قدم بر می داری. امسال به یمن حضور یکساله ات، تصمیم گرفتیم تا در کنار همه کسانی که این یکسال کنار ما بودند و به اندازه ما دوستت دارند، جشن کوچکی بگیریم .برای حضور خاله لاله و نیکی و هستی و دایی مجید و دایی امیر ، تاریخ مراسم رو امروز تعیین کردیم که حوالی 10 صبح، وقتی تو بازی می کردی و من بابایی در حال تکمیل تزیینات بودیم، خبر فوت ناگهانی شوهر خاله مهربونم ، شادی...
20 آذر 1394

ژست های هنری برنا

عزیز دل مادر، سلام! تو هفته آخر مونده به تولدت ، فرصتی دست داد تا بریم و عکس های هنری بگیری، انتظارم کمی لج و گریه و بد اخلاقی و یه کمی خنده بود اما نتیجه خیلی بهتر از پیش بینی من بود؛ گاهی خنده از لبت نمی رفت و حرکات شیرینت همه رو محسور می کرد، گاهی جیغ و بغض و گریه ، گاهی تو فکر فرو می رفتی و گاهی به همه میوه تعارف می کردی، اما همه حالتها و حرکاتت برای من و بابایی شیرین و جالب بود و از دیدن اداهات سیر نمی شدیم، این هم چند تا از ژست های تو، پسر عزیزمن! لطفا برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب نگاهی بنداز....   ...
17 آذر 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد